روزنامه سازندگی

هنر و ادبیات موسیقی

منتشر شده در تاریخ سه شنبه 24 اردیبهشت 1398 ساعت 11:26

پایانِ تراژیکِ صفوی/ بهنام صفوی بعد از سال‏ ها دست و پنجه‌نرم کردن با بیماری سرطان درگذشت

سرطان تنها «درد» ندارد، «خرج» هم دارد و به همین خاطر خانواده ‏ی او با مشکلاتِ بسیاری مواجه شدند. او پس از اینکه با بیماری مواجه شد، توسط وزارت ارشاد بیمه شد که درباره ‏اش می‏ گفت: «بیمه هنرمندان خیلی خوب است و باید قبل از اینکه بیماری برای هنرمند پیش بیاید این تدابیر توسط وزارت ارشاد چیده شود»

سما بابایی، خبرنگار گروه موسیقی: «بهنام صفوی» دیروز درگذشت، آن هم بعد از آنکه سال ها با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می کرد. خواننده ی موسیقی پاپ که می گفت با بیماری اش دوست شده و آن را پذیرفته است، سرانجام تسلیم ش شد؛ سرطان میهمان ناخوانده ی بسیاری است و «بهنام صفوی» یکی از آنان، همین چند سالِ پیش بود که «مرتضی پاشایی» هم درگذشت و آن اتفاقات عجیب و غریب در مراسمِ تشییع اش رخ داد، حالا خیلی چیزها اما عوض شده است؛ همین روزها ستاره ی موسیقی پاپِ ایران، خواننده ی جوانی است که صدایش در مدارس پخش شده و کودکان با آن می خوانند و مساله خوب یا بد، ابعاد سیاسی هم پیدا کرده است و جامعه شناسان و اهالی موسیقی، فریاد «وا اسفا» سر داده اند و می گویند که باید راهی برای این مساله پیدا کرد. «بهنام صفوی» اما آخرین قربانیِ جوانِ بیماری سرطان است که امروز به یک اپیدمی بدل شده است. او خیلی جوان مرد، 36 سالش هم نشده بود، «بهنام صفوی» ابتدا عمران خواند و بعد موسیقی را به شکلِ حرفه ای ادامه داد؛ هر چند که مثلِ خیلی دیگر از فعالانِ موسیقی از کودکی موسیقی را آغاز کرده بود و پیانو را به صورتِ خودآموز آموخته بود. خودش می گفت: «به دلیل تمرینات، توجه و گوش دادن به موسیقی، اینطور نبود که از سن خاصی به موسیقی و خوانندگی علاقه مند شوم. همیشه به کار خواننده های مختلف گوش می کردم و همه را در سبک خودشان مقایسه می کردم. قبل از اینکه خواننده شوم به آهنگسازی و تنظیم می پرداختم؛ نمونه بارز آن تنظیم سه قطعه ی آلبوم «کما» حمید عسگری است؛ همچنین همکاری با افشین سپهر در آلبوم های «گلکم» و «بی تو امشب». در زمینه مذهبی هم «ماه غریب»
( بوی سیب و حرم حبیب) و در حوزه کودکان نیز آهنگ معروف عروسک «چیه و چرا» بوده. در حوزه خوانندگی هم تمرینات مستمر داشتم و همیشه می خواستم اگر وارد این کار می شوم به شکل حرفه ای باشد.»

او در جنوب بزرگ شد، خانه شان فاصله ی چندانی با خطِ مقدم جنگ نداشت، با این حال خانواده اش همان جا ماندند. تصمیم گرفتند به جای آنکه جنگ زده حساب آیند، در همان شهرشان بمانند، پدرش می گفت: «ما در آن سال ها تحتِ فشار و استرس بسیار زیادی بودیم، مدام صدای بمب ها و موشک ها را می شنیدیم، بهنام در چنین شرایطی به دنیا آمد و بزرگ شد، نمی دانم؛ اما فکر می کنم که شاید آن فشارها در بیماری امروزش بی تاثیر نبوده است.»

او «عشق من باش» را در سالِ 88 منتشر کرد و با همان اولین آلبومش نشان داد که پدیده ای جدید در موسیقی پاپ ایران ظهور کرده است، هرچند که انتشارِ این اثر چندان برای او راحت نبود، آن زمان می گوید: «معمولا تهیه کننده ها قراردادهای یک طرفه با خوانندگان جوان می بندند که دلیلش را هم باید در عدم آگاهی خواننده جست وجو کرد. البته اگر نگاه منصفانه ای هم داشته باشیم این حق تهیه‌کننده است که بتواند از سرمایه‌گذاری روی استعدادهای جوان برداشت مالی هم داشته باشد. به هر حال تولید آلبوم اول هزینه ومشکلات مختلفی به همراه دارد و برای تهیه‌کننده، نوعی ریسک محسوب می شود به همین دلیل هم هست که می گویم تا حدی این حق تهیه‌کننده است که وقتی آلبوم جواب می دهد یک سود مالی برای خودش در نظر بگیرد. از آنجایی که ما تعریف درستی از تهیه‌کنندگی و مدیر برنامه بودن نداریم، با مشکل مواجه می شویم. تعریف «تهیه‌کننده» در کشورهای دیگر با تعریفی که ما از این عنوان داریم تفاوت بسیار زیادی دارد. در ایران اغلب اوقات به کسی می گویند «تهیه‌کننده» که روی «آدم های مشهور» سرمایه‌گذاری می کند، اما در سطح جهانی تهیه‌کننده ها روی آدم های مستعد سرمایه‌گذاری می کنند و آن ها را به یک ستاره تبدیل می کنند. ستاره در حالت عادی پولساز است و کسی که روی آن سرمایه‌گذاری می کند، کار خاصی انجام نداده، متاسفانه در ایران این موضوع وجود دارد که به آدم هایی که صرفاً پولدار هستند تهیه‌کننده می گویند، در صورتی که این اشتباه است و از آن اشتباه‌تر کسانی وارد کنسرت‌گذاری می شوند که عقبه ای در موسیقی ندارند. این موضوعات به روند کلی موسیقی ضربه وارد می کند.»

«صفوی» پیش از انتشارِ آلبوم رسمی، خودش را با تک آهنگ هایی به مخاطبانش معرفی کرد؛ بعد از آن در سال ۹۱ آلبوم «آرامش»، در سال ۹۳ آلبوم «فوق العاده» و در سال ۹۵ آلبوم «معجزه» را روانه بازار موسیقی کرد؛ اما عمرِ فعالیت های هنری او چندان دراز نبود، سالِ 92 دچار ضایعه ی مغزی شد و دو سالِ بعد مجبور به جراحی. هر چند در آن زمان برخی گفتند که خودش این حاشیه را درست کرده است تا طرفدارانِ بیشتری پیدا کند، اتفاقی که خودش آن را تکذیب می کرد و می گفت: «هیچ دلیلی برای این کار وجود نداشت؛ ضمن آنکه تمام مدارکِ این مساله نیز وجود دارد؛ اما درعین حال نمی خواستم تنها به خاطرِ بیماری به من و آثارم توجه شود. من از همان زمان که با این مساله –تومور مغزی- مواجه شدم، سعی کردم آن را پنهان کنم؛ نمی خواستم هوادارانم را نگران کنم. دو سال تنها همسر و پدر و مادرم و بعدتر رهبر ارکسترم در جریان قرار گرفتند تا به عمل جراحی رسید و مساله علنی شد.»

شنیده ها می گویند که برای عملِ جراحی مغزش از دکتر سمیعی نیز کمک خواستند و با توجه به دستمزدِ بالای آن جراح، خانواده با سختی مبلغ موردِ نظر را تامین کردند که آن زمان این امکان فراهم نشد و در آلمان توسط جراحی دیگر مورد معالجه قرار گرفت و برای بار دوم پروفسور سمیعی جراحی اش کرد؛ اما دیگر دیر شده بود، آسیب شدیدی به مخچه اش وارد آمده بود.

در این سال ها اما بهتر شده بود و حتی آلبوم جدید خودش به نام «معجزه» را هم منتشر کرد؛ اما از سال گذشته دوباره بیماری اش تشدید شد و آن قدر طول کشید که سرانجام تسلیمش شد. «بهنام صفوی» در این مدت فشارِ زیادی به خودش آورد؛ با وجود تومور مغزی اش، 80 کنسرت در سراسر کشور برگزار کرد، انگار می دانست که فرصتِ چندانی ندارد و می خواست از روزهای مانده به بهترین شکلِ ممکن استفاده کند، در همان روزها گفت: «فقط می توانم بگویم وقت طلاست.»

پزشکان می گفتند فشارهای وارد شده در این مدت نیز به تشدیدِ بیماری اش کمک کرد. خودش اما این طور فکر نمی کرد، آن زمان که مشغولِ فراهم کردنِ مقدماتِ انتشار آلبوم «معجزه» بود، در یکی از گفت وگوهایش گفت: «بیماری ازنظر جسمی بعضی وقت ها فشار می آورد؛ اما سعی می کنم تا آنجایی که می شود با توجه به وضعیت جسمانی‌ام جلو بروم. بعد از بستنِ قراردادم برای اجرای کنسرت، وارد حاشیه های پزشکی و عمل جراحی شدم و اکنون نیز با اجازه پزشکم توانسته ام یک سانس اجرا داشته باشم و می خواهم دوباره کنسرت های تهران و شهرستان را شروع کنم.»

او می گفت: «بیماری زندگی من را عوض کرده است. قبلا نگرشی عادی داشتم مثل تفکرات عادی کـه هر فردی می تواند داشته باشد، اما چیزی کـه هست بعد از جریان بیماری خیلی نکته سنج تر شدم راجع به هر چیزی. بیماری خیلی بر مـن تاثیر گذاشته اسـت.»

بعد از عملِ دوم، دیگر سمتِ چپِ بدنش بی حس شده بود و از تیرماه سالِ گذشته با ویلچر زندگی می کرد و بدنش تحلیل رفته بود.

اما سرطان تنها «درد» ندارد، «خرج» هم دارد و به همین خاطر خانواده ی او با مشکلاتِ بسیاری مواجه شدند. او پس از اینکه با بیماری مواجه شد، توسط وزارت ارشاد بیمه شد که درباره اش می گفت: «بیمه هنرمندان خیلی خوب است و باید قبل از اینکه بیماری برای هنرمند پیش بیاید این تدابیر توسط وزارت ارشاد چیده شود که خیلی دقیقه نودی نشود چراکه دقیقه نودی شدن آن باعث می شود که خیلی استرس ها اضافه بشود اما اکنون این بیمه انجام شده و امیدوار هستم تا آخرش خوب پیش برود.» اما بیمه هم جواب گوی تمامِ هزینه های درمان نبود. همان زمان برخی گفتند که حسابی باز شود تا کمک مالی به خانواده اش کنند؛ اما این اتفاق با واکنش خانواده اش مواجه شد و پدرش «محمدعلی صفوی» در یادداشتی که برای رسانه ها ارسال کرد، آورد: «سلام خدمت هواداران و دوستان و مردم عزیز که جویای حال بهنام هستید. از دیروز، در فضای مجازی، تیترهای جنجالی درباره بهنام منتشر شد که باعث آزار روحی و روانی شدید خانواده ما شده است. دوستانی که این روزها با من صحبت کردند، حتماً نظر خیر داشتند؛ اما مطرح کردنِ موضوع فوق به این شکل، نه تنها باری از روی دوش ما برنداشت، بلکه شانه های نیمه خمیده ما را کاملاً خم کرد. می خواهم همین جا اعلام کنم که ما به هیچ وجه درخواست مادی نداشته و نداریم و در تمام این مدت، از هیچ کوششی برای بهبود حال فرزند عزیزمان فروگذار نکرده ایم. از همه مردم ایران و علاقه مندان بهنام عزیزم خواهشمندم لطفاً فقط از نظر روحی و روانی ما را حمایت کنید.»

در این میان «سیروان» و «زانیار خسروی» به همراه «شهاب رمضان» برای جبرانِ بخشی از این مشکل، دی‌ماه سال گذشته تصمیم گرفتند کنسرتی برای بهنام صفوی برگزار کنند تا تمام درآمد حاصل از این اجرا به خانواده بهنام صفوی تعلق بگیرد.برگزارکنندگان این کنسرت پیش از این نیز اعلام کرده بودند: «همون طور که قبلا هم گفته بودیم، خانواده بهنام عزیز درخواست کمک مادی از کسی نداشته و ندارند و هیچگونه پیشنهاد کمک مالی از دوستان بهنام را قبول نکردند. اما با اجرای این کنسرت و اینگونه همیاری موافقت کردند. (هیچکدام از خوانندگان، سالن ایرانیان، اداره اماکن و سایر عوامل در این اجرا هیچگونه منفعت مالی ندارند و تمامی درآمد این کنسرت به خانواده صفوی تعلق می گیرد)».

پدرِ «بهنام صفوی» چند روز قبل از درگذشتش در گفت وگویی اعلام کرده بود که 40 روز است که بارِ دیگر به علت گسترش بیماری در بخش آی.سی.یو بیمارستان بستری است. طبقِ گفته های او «در این روزهای آخر، شواهد بالینی اش خوب بوده؛ اما از لحاظ تنفسی با مشکلاتی روبه رو بوده است، پدرش می گفت به خاطرِ پرتودرمانی های متعدد، فشارِ زیادی به مخچه اش وارد شده بود و باید این فشار به تدریج برداشته شود.»

بعد از درگذشتِ او، دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پیام‌ تسلیتی نوشت و در آن آورد: «در میانه بهاری دیگر، بهنام صفوی خواننده سرشناس حوزه موسیقی پاپ کشور در فرجام صبوری ای شش ساله در بستر رنج و بیماری، با جمع وسیع اهالی هنر شریف موسیقی و دوستدارانی که با آثار او خاطراتی ناگسستنی دارند، وداع گفت. دفتر امور موسیقی، سوگ ازدست دادن این هنرمند جوان را به خانواده وی تسلیت گفته و رحمت و رضوان خداوند را برای روح بلندش مسئلت می نماید.»

«بهنام صفوی» قرار است در شاهین شهرِ اصفهان آرام بگیرد.